محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

434

خلاصة الحكمة ( فارسى )

عديم الرائحة : بى بو . عديم الرأس : بى سر . عديم الطعم : بى مزه . عديم الفضل : بى خرد . عديم المثال : بى مثال . بى مانند . عديم المثل : بى مثل . بى مانند . عديم النظير : بى نظير . عديم الوفاء : بى وفا . عَرَق : ( ع . ا ) . خوى انسان و ديگر حيوانات و ترى كه از تن آنان تراوش كند . و گاه در غير حيوان هم گويند . ( ناظم الاطباء ) . آب پوست است كه از ريشهء موى ها جارى گردد . و آن اسم جنس است و جمع نگردد . و اصل آن براى حيوان است و در غير آن ، به صورت استعاره به كار رود . ( اقرب الموارد ) . رطوبت كه از مسام حيوان تراود در گرما و پاره اى بيمارىها . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . خوى كه از مسامات درآيد ، و اطلاق آن بر رِشح كوزه و مانند آن مجاز است . و پاك و بيدار ، از صفات آن است : و انجم ، ستاره ، اختر ، سهيل ، سيماب ، قايم النار ، باران ، شبنم ، گوهر ، انجم دانه ، ديده بان ، چشم ، حباب و جام شراب از تشبيهات اوست . و با لفظ نشستن و ريختن و آمدن و كردن و افشاندن و برانداختن مستعمل است . ( آنندراج ) . مايعى شفاف و بى رنگ ( به استثناى مواقع غير طبيعى و مرضى كه گاهى رنگى مىشود ) و داراى بوى مخصوص كه نسبت به نواحى مختلف بدن مانند تنه و زير بغل‌ها و كف دست‌ها و پاها و پوست بيضه ، فرق مىكند . بوى مخصوص عرق به علت وجود اسيدهاى چربى فرار است كه در تركيب عرق وجود دارد . وزن مخصوص عرق 004 / 1 و واكنش آن اسيد است . ولى عرق زير بغل و عرق بعضى حيوانات داراى فعل و انفعالات قليايى است . عرق از تمام سطح پوست بدن توسط غدد مخصوص عرق كه در داخل جلد قرار دارند ترشح مىشود و تعداد غدد مترشحهء عرق را در بدن انسان به دو ميليون تخمين زده‌اند . ترشح عرق از بدن دايمى است ؛ به طورى كه در هواى سرد نيز مقدارى عرق ترشح مىشود . نرمى و لطافت جلد و رطوبت پوست بدن به واسطهء همين ترشح دائمى است . به طور متوسط ترشح عرق در هر ساعت در يك انسان